مصرع دوم · شماره 94
که خاک جرعه چین شد خضر و جرعه آب حیوانش
شاعرخاقانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
به خوان سلوتم بنشاند و خوان حاجت نبود آنجا
# - 92
که اشکم چون نمک بود و رخ زرین نمکدانش
# - 93
به دستم دوستکانی داد جام خاص خرسندی
# - 94
که خاک جرعه چین شد خضر و جرعه آب حیوانش
انتخابشده - 95
کسی کاین نزل و منزل دید ممکن نیست تحویلش
# - 96
کسی کاین نقل و مجلس یافت حاجت نیست نقلانش
# - 97
مرا چون دعوت عیسی است عیدی هر زمان در دل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «شماره ۱۲۶ - قصیده مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس» است.