مصرع نخست · شماره 111
فلک هم تنگ چشمی دان که بر خوان دفع مهمان را
شاعرخاقانیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 108
مخر چون ترک جو گفتی به یک جو ناز دهقانش
# - 109
چو صرع آمیخت با عقلی نه سر ماند نه دستارش
# - 110
چو دزد آویخت بر باری نه خر ماند نه پالانش
# - 111
فلک هم تنگ چشمی دان که بر خوان دفع مهمان را
انتخابشده - 112
ز روز و شب دو سگ بسته است خوانسالار دورانش
# - 113
نترسی زین سگ ابلق که دریده است پیش از تو
# - 114
بسی شیران دندان خای و پی کرده است دندانش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 111 از «شماره ۱۲۶ - قصیده مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس» است.