مصرع دوم · شماره 8
ورنه وصلش کیمیا شد چون نهان است آنچنان
شاعرخاقانیاثرشماره ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی
قالبترجیعبند
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
راست خواهی با من از هستی نشانی مانده نیست
# - 6
در غم آن لب که هست و بی نشان است آنچنان
# - 7
گرنه رازم آفتاب است از چه پیدا شد چنین
# - 8
ورنه وصلش کیمیا شد چون نهان است آنچنان
انتخابشده - 9
جان بر او پاشم که تا جان با من است او بی من است
# - 10
و این چنین بهتر زیم کالحق زیان است آنچنان
# - 11
گفتمش در صدر وصلم جای کن، گفت ای سلیم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «شماره ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی» است.