کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 6

نامش به زبان نمی توان برد

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    بر خوان رخت ز بیم آن زلف

    #
  2. 4

    دستی به دهان نمی توان برد

    #
  3. 5

    دارم به لب تو حاجتی، لیک

    #
  4. 6

    نامش به زبان نمی توان برد

    انتخاب‌شده
  5. 7

    داری دهنی، که از لطافت

    #
  6. 8

    ره بر سر آن نمی توان برد

    #
  7. 9

    چون چشم تو پیش عارضت راه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «غزل شماره ۱۸۷ - از عشق تو جان نمی توان برد...» است.