کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

فکرتم هر لحظه میگوید که: جان در پایش افشان

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    آن کسی آسان رود کین شیشه در بارش نباشد

    #
  2. 13

    در خرابات امشبم رندی به مستی دید و گفتا:

    #
  3. 14

    این چنین صوفی، عجب دارم، که زنارش نباشد

    #
  4. 15

    فکرتم هر لحظه میگوید که: جان در پایش افشان

    انتخاب‌شده
  5. 16

    کار جان سهلست، می ترسم سزاوارش نباشد

    #
  6. 17

    گر مسلمانی، نگه کن در گرفتاران به رحمت

    #
  7. 18

    کافرست آن کس که رحمی بر گرفتارش نباشد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۲۳۷ - هر که صید او شود با دیگری کارش نباشد...» است.