مصرع نخست · شماره 15
گر چه بر ما حکم داری، جور کمتر کن، که هرگز
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
تا چه معشوقی؟ که کس را از لبت کامی نباشد
# - 13
عذر خاموشی چه دارم؟ هم بباید گفت چیزی
# - 14
گر نمی گویی دعایی، کم ز دشنامی نباشد
# - 15
گر چه بر ما حکم داری، جور کمتر کن، که هرگز
انتخابشده - 16
شاه را بر بندگان بهتر ز انعامی نباشد
# - 17
اوحدی را بنده کردی نام، ازین ننگی ندارد
# - 18
بنده را گر راست می پرسی تو خود نامی نباشد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «غزل شماره ۲۴۲ - بیدلان را چاره از روی دلارامی نباشد...» است.