مصرع دوم · شماره 14
که از شوخی چنان دانی که از پیرار من رفتم
شاعراوحدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
ترا چندین که با من بود یاری، بندگی کردم
# - 12
چو دانستم که غیر از من گرفتی یار، من رفتم
# - 13
بخواهم رفتن از جور تو من امسال و می دانم
# - 14
که از شوخی چنان دانی که از پیرار من رفتم
انتخابشده - 15
مرا گفتی که: غمخوار تو خواهم شد بدلداری
# - 16
نگارا، بعد ازینم گر تویی غمخوار، من رفتم
# - 17
ندارد اوحدی با من سر رفتن ز کوی تو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «غزل شماره ۴۸۷ - چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم...» است.