کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 7

اگر بر جان شیرینم فرستی رحمتی، شاید

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    که خانی بر سر راهت ز خون دل بنی کردم

    #
  2. 5

    به خون من علمها را چه سود اکنون به پا کردن؟

    #
  3. 6

    چو از خاک سر کویت تن خود را ردی کردم

    #
  4. 7

    اگر بر جان شیرینم فرستی رحمتی، شاید

    انتخاب‌شده
  5. 8

    که اندر راه جان بازی به فرهاد اقتدی کردم

    #
  6. 9

    ندادی کام در عشقت، بدادم جان خود، لیکن

    #
  7. 10

    پشیمانی چه سود اکنون؟ من اینبیع و شری کردم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «غزل شماره ۴۹۷ - ز عشقت روز اول من به شهر اندر ندی کردم...» است.