کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

چون گویمت که: کام روا کن مرا ز لب

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    ترسم سرم به راه دهی، چون نشان کنی

    #
  2. 15

    گر زر طلب کنی ندهی ساعتی امان

    #
  3. 16

    ور وعده ای دهی، همه عمر اندران کنی

    #
  4. 17

    چون گویمت که: کام روا کن مرا ز لب

    انتخاب‌شده
  5. 18

    هجرم به سر فرستی و اشکم روان کنی

    #
  6. 19

    دل دی شکایتی ز تو میکرد پیش من

    #
  7. 20

    پنداشت هر چه من بتو گویم تو آن کنی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «غزل شماره ۸۴۷ - از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنی...» است.