مصرع دوم · شماره 42هرگز نبود فراغم، ای دوستشاعراوحدیاثرمربعقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.39بی مانبود حلال بر تو#40آن باده که دین حرام دارد#41زان چهره همچو باغم، ای دوست#42هرگز نبود فراغم، ای دوستانتخابشده43در خاک برد دماغم، ای دوست#44بوی تو که در مشام دارد#45خون شد دلم از غم تو، جان نیز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 42 از «مربع» است.سطر پیشینزان چهره همچو باغم، ای دوست→سطر بعدیدر خاک برد دماغم، ای دوست←