مصرع نخست · شماره 5رفیقی گر ز پیوندت گریزدشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2بگفت آن شب که بودش درد دندان#3که: دندان چون به درد آرد دهانت#4بکن ور خود بود شیرین چو جانت#5رفیقی گر ز پیوندت گریزدانتخابشده6ازو بگریز، اگر جان بر تو ریزد#7چو زین سر هست، زان سر نیز باید#8که مهر از یکطرف دیری نپاید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینبکن ور خود بود شیرین چو جانت→سطر بعدیازو بگریز، اگر جان بر تو ریزد←