مصرع نخست · شماره 39خالق هر چه بود و هست توییشاعراوحدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36نتوان دید جز ببینش تو#37در نهان نهان نهفته رخت#38در عیان همچو گل شکفته رخت#39خالق هر چه بود و هست توییانتخابشده40آنکه بگشود وانکه بست تویی#41بنبستی دری که نگشودی#42هستی امروز و باشی و بودی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «سر آغاز» است.سطر پیشیندر عیان همچو گل شکفته رخت→سطر بعدیآنکه بگشود وانکه بست تویی←