مصرع نخست · شماره 19ملک معمول و گنج مالامالشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16وین عمارت به عدل باشد و داد#17از عمارت نظر مدار دریغ#18بی رعیت چو آب باش و چو میغ#19ملک معمول و گنج مالامالانتخابشده20بر کشد تخت را به گردون بال#21شاه بی شهر چون ستاند باج#22شهر بی ده زبون شود ز خراج#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «حکایت» است.سطر پیشینبی رعیت چو آب باش و چو میغ→سطر بعدیبر کشد تخت را به گردون بال←