مصرع دوم · شماره 22شهر بی ده زبون شود ز خراجشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19ملک معمول و گنج مالامال#20بر کشد تخت را به گردون بال#21شاه بی شهر چون ستاند باج#22شهر بی ده زبون شود ز خراجانتخابشده23طلب عدل کن ز شاه و وزیر#24گو مدان نحو و حکمت و تفسیر#25نحوشان عمر و وزید را شاید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه بی شهر چون ستاند باج→سطر بعدیطلب عدل کن ز شاه و وزیر←