مصرع دوم · شماره 4پر هنر بر سرش مصیبت و رنجشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1من شنیدم که صاحب دیذی#2داشت ناپاکزاده تلمیذی#3سالها دیده در سرای سپنج#4پر هنر بر سرش مصیبت و رنجانتخابشده5تا خرد جمع کرد و دانا شد#6هم سخن گوی و هم توانا شد#7گر چه بسیار مال و جاه بیافت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینسالها دیده در سرای سپنج→سطر بعدیتا خرد جمع کرد و دانا شد←