مصرع نخست · شماره 11تا کسی بر گهر نیابد دستشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8با چنان علم و عقل و دانایی#9نیست بازی که هم به کاری رفت#10که ز تختی چنان بغاری رفت#11تا کسی بر گهر نیابد دستانتخابشده12نتواند کبود مهره شکست#13آن کسانی که در هنر کوشند#14خویش را از نظر چنان پوشند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینکه ز تختی چنان بغاری رفت→سطر بعدینتواند کبود مهره شکست←