کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 21

بگوی تا نکند زلف تو پریشانی

چهرهٔ عراقیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 18

    که این متاع بر آن رخ نثار نتوان کرد

    #
  2. 19

    بلا به پیش خیالش شبی همی گفتم

    #
  3. 20

    که : دشمنی همه با دوستدار نتوان کرد

    #
  4. 21

    بگوی تا نکند زلف تو پریشانی

    انتخاب‌شده
  5. 22

    که بیش ازین دل ما بی قرار نتوان کرد

    #
  6. 23

    به تیغ غمزه خون خوار، جان مجروحم

    #
  7. 24

    هزار بار، به روزی فگار نتوان کرد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 21 از «غزل شماره ۷۹ - بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد...» است.