مصرع نخست · شماره 11
چه گویم با تو حال خود؟ که لطفت با تو خود گوید
شاعرعراقیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
کنون عمری که فایت شد قضا کردن توان؟ نتوان
# - 9
رسید از غم به لب جانم، رخت بنما و جان بستان
# - 10
که پیش آن رخت جان را فدا کردن توان؟ نتوان
# - 11
چه گویم با تو حال خود؟ که لطفت با تو خود گوید
انتخابشده - 12
که: با کمتر سگ کویت جفا کردن توان؟ نتوان
# - 13
عراقی گر به درگاهت طفیل عاشقان آید
# - 14
در خود را به روی او فرا کردن توان؟ نتوان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «غزل شماره ۲۱۳ - ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان...» است.