مصرع نخست · شماره 9
در آن لحظه که بنماید جمال خود عجب نبود
شاعرعراقیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
بقای سرمدی یابی چو پیشش جان فشان میری
# - 7
به معنی زیستن باشد که نزد دوست جان بازی
# - 8
حقیقت مردن آن باشد که دور از دوستان میری
# - 9
در آن لحظه که بنماید جمال خود عجب نبود
انتخابشده - 10
که از حسرت سرانگشت تعجب در دهان میری
# - 11
ببینی عاشقانش راکه چون در خاک و خون خسبند؟
# - 12
تو نیز از عاشقی باید که اندر خون چنان میری
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «غزل شماره ۲۶۱ - چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میری...» است.