مصرع دوم · شماره 38مست و حیران شدم بدو گفتم:شاعرعراقیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35سایه غم برفت از سر من#36کافتاب اندر آمد از در من#37بر رخش همچو موی آشفتم#38مست و حیران شدم بدو گفتم:انتخابشده39وه! که بس خوب و دلکش آمده ای#40مرحبا! مرحبا! خوش آمده ای#41بس لطیفی و نیک زیبایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «سر آغاز» است.سطر پیشینبر رخش همچو موی آشفتم→سطر بعدیوه! که بس خوب و دلکش آمده ای←