مصرع نخست · شماره 37ز آتش عشق دوست می جوشیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34با خراباتیان خراب افتاد#35قرب سالی مرید عاشق مست#36در خرابات بود باده به دست#37ز آتش عشق دوست می جوشیدانتخابشده38باده عشق او همی نوشید#39چون خودی خودش ز یاد برفت#40خرمنش جملگی به باد برفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «حکایت» است.سطر پیشیندر خرابات بود باده به دست→سطر بعدیباده عشق او همی نوشید←