مصرع نخست · شماره 37ناگهانش ز من بدزدیدندشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34روز و شب همنشین و یار و رفیق#35یک دم آوردم آن سبک رفتار#36به تفرج میانه بازار#37ناگهانش ز من بدزدیدندانتخابشده38از جماعت بپرس: اگر دیدند؟#39مجلس گرم و غرقه در اسرار#40چون در آن معرض آمد این گفتار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «حکایت» است.سطر پیشینبه تفرج میانه بازار→سطر بعدیاز جماعت بپرس: اگر دیدند؟←