مصرع نخست · شماره 53ناوک فرقتش جگر خستهشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.50بادپا را فروگذاشت عنان#51سوی نخجیر گاه شد به شتاب#52گلخنی اوفتاده مست و خراب#53ناوک فرقتش جگر خستهانتخابشده54وز ملاقات امید بگسسته#55دل بداده ز دست و شوریده#56از تن و جان امید ببریده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 53 از «حکایت» است.سطر پیشینگلخنی اوفتاده مست و خراب→سطر بعدیوز ملاقات امید بگسسته←