مصرع دوم · شماره 80در پی یار و بی خبر ز اغیارشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.77جگرش سوخته، دلش بریان#78سال و مه خسته، روز و شب گریان#79باطنش مست و ظاهرش هشیار#80در پی یار و بی خبر ز اغیارانتخابشده81گر به شهر آمدی، به هر ایام#82نزدی جز به کوی دلبر گام#83پیش هیچ آفریده ندریده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 80 از «حکایت» است.سطر پیشینباطنش مست و ظاهرش هشیار→سطر بعدیگر به شهر آمدی، به هر ایام←