مصرع نخست · شماره 103دیده پر خون، دماغ پر سوداشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.100عزم نخجیر گاه اول کرد#101عاشق مستمند بیچاره#102بود در کوه و دشت آواره#103دیده پر خون، دماغ پر سوداانتخابشده104جان ز آشوب عشق در غوغا#105غم هجران تنش چو مو کرده#106در میان وحوش خو کرده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 103 از «حکایت» است.سطر پیشینبود در کوه و دشت آواره→سطر بعدیجان ز آشوب عشق در غوغا←