مصرع دوم · شماره 18دیده دل به دوست نگشاییشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15آنکه در جان تو را اصول نهاد#16لقب جسم تو جهول نهاد#17تا تو از خویشتن برون نایی#18دیده دل به دوست نگشاییانتخابشده19چون برون آمدی، فدا کن جان#20تا ببینی مگر رخ جانان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «مثنوی» است.سطر پیشینتا تو از خویشتن برون نایی→سطر بعدیچون برون آمدی، فدا کن جان←