مصرع نخست · شماره 7صورتی خوب دید و حیران شدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4می گذشت او به راه خود ناگاه#5پیش قصری رسید و در نگرید#6صورت دختر اتابک دید#7صورتی خوب دید و حیران شدانتخابشده8دل مجموع او پریشان شد#9قرب سالی ز عشق می نالید#10که رخ خوب دوست باز ندید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینصورت دختر اتابک دید→سطر بعدیدل مجموع او پریشان شد←