مصرع دوم · شماره 10که رخ خوب دوست باز ندیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.7صورتی خوب دید و حیران شد#8دل مجموع او پریشان شد#9قرب سالی ز عشق می نالید#10که رخ خوب دوست باز ندیدانتخابشده11دایم از گریه دیده پرخون داشت#12چشمها چشمه های جیحون داشت#13بجز اوصاف او نخواند و نگفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 10 از «حکایت» است.سطر پیشینقرب سالی ز عشق می نالید→سطر بعدیدایم از گریه دیده پرخون داشت←