کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 4

که به اغیار توان کرد و به ما نتوان کرد

چهرهٔ هاتف اصفهانیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد

    #
  2. 2

    دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد

    #
  3. 3

    گر عتاب است و گر ناز کدام است آن کار

    #
  4. 4

    که به اغیار توان کرد و به ما نتوان کرد

    انتخاب‌شده
  5. 5

    من گرفتم ز خدا جور تو خواهد همه کس

    #
  6. 6

    لیک جور این همه با خلق خدا نتوان کرد

    #
  7. 7

    فلکم از تو جدا کرد و گمان می کردم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 4 از «غزل شماره ۴۳ - گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد...» است.