مصرع نخست · شماره 47غرش نان هاجه از حلوا نپرستشاعرسعدیاثرمثلثاتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.44سل الجوعان کیف الخبز وحده#45بپرس آن را که جسم از ناقه خونست#46که قدر نعمت او داند که چونست#47غرش نان هاجه از حلوا نپرستانتخابشده48نن تی گلشکر هن غت بگریت#49افق یا من تلهی حول منقل#50عن الحطاب فی واد عقنقل#دربارهٔ این سطرسطر شماره 47 از «مثلثات» است.سطر پیشینکه قدر نعمت او داند که چونست→سطر بعدینن تی گلشکر هن غت بگریت←