مصرع نخست · شماره 41
نبودی جسم این ساکن نبودی ذات آن صافی
شاعرعبدالواسع جبلیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 38
چو جسم از روح و چشم از نور و مغز از عقل و شخص از سر
# - 39
اگر نگرفتی از حلم و ضمیر و خلق و رای او
# - 40
رزانت خاک و صفوت آب و رقت باد و نور آذر
# - 41
نبودی جسم این ساکن نبودی ذات آن صافی
انتخابشده - 42
نبودی نفع این شامل نبودی نفس آن انور
# - 43
ز تیر و نیزه او روز و شب در کوه و در بیشه
# - 44
خروشان است مار صل و جوشان است شیر نر
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 41 از «قصیده در مدح معزالدین و الدنیا ابوالحارث سنجر بن ملکشاه و میرمیران قطب الدین» است.