مصرع نخست · شماره 11تو هم گر واقف اسرار گردیشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8چرا کاندر عیان او جان جان بود#9همه او بود لیکن در حقیقت#10شد او خاموش و دم زد از شریعت#11تو هم گر واقف اسرار گردیانتخابشده12ز شرعش لایق دیدار گردی#13بقدر خود توانی دید جانان#14یکی گردی تو با توحید خوانان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینشد او خاموش و دم زد از شریعت→سطر بعدیز شرعش لایق دیدار گردی←