مصرع دوم · شماره 18نمودن تا دری او را گشایدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15قدم از شرع او بیرون منه باز#16کزو گردی مگر تو صاحب راز#17ولی بر قدر هر کس راز باید#18نمودن تا دری او را گشایدانتخابشده19زهی عطار کز نور محمد#20شدی مسعود و منصور و موید#21ازو در جان و در دل مغز داری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «حکایت» است.سطر پیشینولی بر قدر هر کس راز باید→سطر بعدیزهی عطار کز نور محمد←