کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 1,061

ز شرم دایه خوی بر گل نشستش

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1,058

    برآمد آن جوان را روی چون قیر

    #
  2. 1,059

    سرش در گشت و چشمش رود خون شد

    #
  3. 1,060

    کجا بادایه آن از پل برون شد

    #
  4. 1,061

    ز شرم دایه خوی بر گل نشستش

    انتخاب‌شده
  5. 1,062

    دل چون شیشه بیرون شد ز دستش

    #
  6. 1,063

    فسونگر گشت و در بیداد آمد

    #
  7. 1,064

    ز دست دایه در فریاد آمد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 1,061 از «دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن» است.