مصرع نخست · شماره 31بر او خلق رفتندی دمادمشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28ز دید دوست پشت دل قوی داشت#29درون خلوت دل بود ساکن#30بطاعت در بدی پیوسته ایمن#31بر او خلق رفتندی دمادمانتخابشده32که او زان دم همی زد دائما دم#33دم او بود روحانی چو عیسی#34بصورت اسود و پاکیزه معنی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «حکایت» است.سطر پیشینبطاعت در بدی پیوسته ایمن→سطر بعدیکه او زان دم همی زد دائما دم←