مصرع نخست · شماره 49نبد شهوت مر او را هیچ برتنشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.46جمال حسن او بودیش دلکش#47بر او آمدندی بهر دیدار#48بجان ودل شدی صورت خریدار#49نبد شهوت مر او را هیچ برتنانتخابشده50وجودی داشت چون آئینه روشن#51بسی اورا نمودندی صورها#52بجز جانان ندیدی هیچ آنجا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 49 از «حکایت» است.سطر پیشینبجان ودل شدی صورت خریدار→سطر بعدیوجودی داشت چون آئینه روشن←