مصرع دوم · شماره 48وجود خویش بی نقش و نشان دیدشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.45ز حیرت پای از سر میندانست#46دلم گم گشت و دیگر میندانست#47ز حیرت در یکی حق را عیان دید#48وجود خویش بی نقش و نشان دیدانتخابشده49ز حیرت بود حق در بود پیوست#50طمع جز حق ز دید خویش بگسست#51ز حیرت در فنا دیدار میدید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 48 از «حکایت» است.سطر پیشینز حیرت در یکی حق را عیان دید→سطر بعدیز حیرت بود حق در بود پیوست←