مصرع نخست · شماره 87ز دل تا عشق یک مویست دریابشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.84ولیکن عشق جان آمد ضرورت#85به دید اندر فنا شو محو دائم#86که عشق آمد در آن دیدار قائم#87ز دل تا عشق یک مویست دریابانتخابشده88وجود خود برافکن زود بشتاب#89سراسر صورت اوراق بستر#90ز جان بشنو تو این معنای چون در#دربارهٔ این سطرسطر شماره 87 از «حکایت» است.سطر پیشینکه عشق آمد در آن دیدار قائم→سطر بعدیوجود خود برافکن زود بشتاب←