مصرع نخست · شماره 3بدو گفتند چونی سر بریدهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1شبی حلاج را دیدند در خواب#2بریده سر بکف مانند جلاب#3بدو گفتند چونی سر بریدهانتخابشده4بگو تا چیست این جام گزیده#5چنین گفت او که سلطان نکونام#6به دست سر بریده میدهد جام#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینبریده سر بکف مانند جلاب→سطر بعدیبگو تا چیست این جام گزیده←