مصرع نخست · شماره 9بخوانده علم صورت بود بسیارشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6چو دریا بود او در عین جوشش#7همیشه صاحب درد و الم بود#8ولی در عشق او صاحب قدم بود#9بخوانده علم صورت بود بسیارانتخابشده10نشسته دائما با یار بسیار#11طلب میکرد اینجا واصلی او#12که تا یابد ز اعیان حاصلی او#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «حکایت» است.سطر پیشینولی در عشق او صاحب قدم بود→سطر بعدینشسته دائما با یار بسیار←