مصرع نخست · شماره 97دو چشمت هست بینائی از او دانشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.94نظر کن این زمان بشنیدن خویش#95زبانت نیز خود گویا به او است#96دل و جانت بکل جویای او است#97دو چشمت هست بینائی از او دانانتخابشده98زمانی رخ از این معنی بگردان#99چو بود تست او را می چه جوئی#100چو او اینجاست با تو، تو چه گوئی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 97 از «حکایت» است.سطر پیشیندل و جانت بکل جویای او است→سطر بعدیزمانی رخ از این معنی بگردان←