مصرع نخست · شماره 119تو خود بشناس و خود دیدار او بینشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.116ز دید دید حق واصف شوی تو#117تو خود بشناس تا واقف شوی هان#118دل خود از بلای نفس برهان#119تو خود بشناس و خود دیدار او بینانتخابشده120نمود جان و تن اسرار او بین#121تو خود بشناس کاین جاگه قبولی#122چو حق دیدی عیان صاحب وصولی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 119 از «حکایت» است.سطر پیشیندل خود از بلای نفس برهان→سطر بعدینمود جان و تن اسرار او بین←