کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 899

وصال دوست چوگانست و تو گوی

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 896

    ز دست خویشتن چوگان بیفکن

    #
  2. 897

    بیفکن گوی و چوگان هر دو ازدست

    #
  3. 898

    که دیدت این زمان با یار پیوست

    #
  4. 899

    وصال دوست چوگانست و تو گوی

    انتخاب‌شده
  5. 900

    سخن از وصل آن چوگان همی گوی

    #
  6. 901

    سخن از وصل گوی و زلف چوگان

    #
  7. 902

    که دلدارست زلفش، همچو چوگان

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 899 از «تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)» است.