کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 433

گنج خود در قعر جان بایست برد

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 430

    بی جهان جان و جهان آمد ترا

    #
  2. 431

    چون برون آئی ز جسم و جان تمام

    #
  3. 432

    تو نمانی حق بماند والسلام

    #
  4. 433

    گنج خود در قعر جان بایست برد

    انتخاب‌شده
  5. 434

    تا کسی آنجا نیارد دست برد

    #
  6. 435

    لیک چون ابلیس بوی جان نیافت

    #
  7. 436

    برد دست ودست برد آن نیافت

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 433 از «فی التوحید باری عز اسمه» است.