مصرع نخست · شماره 3رای آن داری که باشی یار منشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1آن یکی دیوانه عالی مقام#2خضر او را گفت ای مرد تمام#3رای آن داری که باشی یار منانتخابشده4گفت با تو برنیاید کار من#5زانکه خوردی آب حیوان چندگاه#6تا بماند جان تو تا دیرگاه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینخضر او را گفت ای مرد تمام→سطر بعدیگفت با تو برنیاید کار من←