مصرع نخست · شماره 19عاشقان بینی ز درد عشق زارشاعرعطاراثرآغاز کتابقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16هر نفس در باخته جان جهان#17عاشقان بینی ز فرش خاکدان#18در دمی بگذشته ازهفت آسمان#19عاشقان بینی ز درد عشق زارانتخابشده20سر برهنه پا برهنه دل فکار#21عاشقان بینی ز شوق دوست مست#22جمله اندر نیستی گشتند هست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «آغاز کتاب» است.سطر پیشیندر دمی بگذشته ازهفت آسمان→سطر بعدیسر برهنه پا برهنه دل فکار←