مصرع دوم · شماره 36هیچ عاشق را چو او آن عز نبودشاعرعطاراثرآغاز کتابقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.33عاشقان بینی برفته زین جهان#34همچو عیسی رفته اندر آسمان#35چون محمد عاشقی هرگز نبود#36هیچ عاشق را چو او آن عز نبودانتخابشده37عاشقان خود جمله در راه ویند#38جمله جانبازان درگاه ویند#39از سر دردی نظر کن این کتاب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 36 از «آغاز کتاب» است.سطر پیشینچون محمد عاشقی هرگز نبود→سطر بعدیعاشقان خود جمله در راه ویند←