مصرع دوم · شماره 4استاده بود با جانی بزهرشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1بر لب دریا همی شد عارفی#2صاحب در گشته بر سر واقفی#3دید مردی را مگر در پیش بحر#4استاده بود با جانی بزهرانتخابشده5این سخن میگفت او با خویشتن#6ای دریغا ای دریغا ما و من#7ار دیغا باز ماندم این زمان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشیندید مردی را مگر در پیش بحر→سطر بعدیاین سخن میگفت او با خویشتن←