مصرع دوم · شماره 110دیدن جان تو هرگز کس نیافتشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.107در دریای صور کم قیمت است#108آن زهر کس میتوان آورد دست#109در دریای تو هرگز کس نیافت#110دیدن جان تو هرگز کس نیافتانتخابشده111هم توئی روشن شده بحر یقین#112در تمکین رحمه للعالمین#113ای تو در دریای عز غرقه شده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 110 از «حکایت» است.سطر پیشیندر دریای تو هرگز کس نیافت→سطر بعدیهم توئی روشن شده بحر یقین←