مصرع نخست · شماره 125تو ز دست خویش آسان دادهشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.122جوهر مثل تو در عالم کمست#123جوهری بس بی نهایت آمدست#124تا ابد بی حد و غایت آمدست#125تو ز دست خویش آسان دادهانتخابشده126در طلب بسیار تو جان داده#127شاه دری مر ترا داد از کرم#128گم بکردی باز دیدی لاجرم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 125 از «حکایت» است.سطر پیشینتا ابد بی حد و غایت آمدست→سطر بعدیدر طلب بسیار تو جان داده←